الشيخ محمد جواد الخراساني

20

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)

خوش به حال آنكه چون پيمانه پر از بلا شد * در حَرَم آيد بر ان لب‌تشنگان شيون نمايد خوش به حال آنكه چون درماند از هر راه و هر سو * سوى آن كان كرم آيد سخا ديدن نمايد خوش به حال آنكه چون مرگش رسد در آن معلّى * در جوار قدس شاه كربلا مدفن نمايد خوش به حال اى جواد اى شاه دين در هر دو عالم * از غلامانش مرا گيرد نظر بر من نمايد ايضا فى هذا المعنى خوش به حال آنكه اندر كربلا دارد مقام * مىكند هر صبح و شب بر شاه مظلومان سلام در حريمش متعكف گرديده با صدق و خلوص * ميرود بهر زيارت در حرم هر صبح و شام بر شما اى ساكنان كربلا حقّ از كرم * در همين دنيا نمود ، نعمت خود را تمام قدر اين نعمت بدانيد اى مقيم آن حريم * قدر نعمت در اداى فرض باشد و السّلام اى خوشا بر ديدگان با محبّت كاز و داد * بر ضريح و قبّهء آن شاه ميافتد مدام اى خوشا بر آن قدمها كاز سلبيل اشتياق * سوى آن در بار رحمت مىزند هر روز گام اى خوشا بر آن لبان كز جان و دل بر آن ضريح * ميزنندى بوسه و دارند بر او و استلام اى خوشا بر آن عَذار و خَدّكه از فرط شعف * بر ضريح و بر درش سايند مانند غلام التماسى از شما هست اى مقيم و زائرين * از من مسكين بيايد آريد هنگام سلام ما كه دوريم اى عزيزان بر شما باشد گوار * هركه مشمول غنايت شد خوشش باشد مقام گو كه دوريم اى شها از حضرتت دل دور نيست * با زبان دارم سلام هر لحظه و با دل پيام ما اگر دوريم امّا نيست دورى بهر تو * هر كجا باشد تو را باشد نظر بر خاص و عام اى شهيد كربلا خود آگهى از حال دوست * سوز هر دل را توئى گاه چون هستى امام يك نظر از مرحمت بنماى بر حال جواد * فتنهء آخر زمان فكر مرا بنموده خام استقبال از محرّم و اندوه بر عظم ماتم يا ربّ اين غلغله از چيست كه در ارض و سمات * هركه را مينگرم سر بگريبان عزا است همه ذرّات زمين تا بسما نوحه گَرَنَد * مگر آن روح كه جان همه اشياست فناست